الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني
111
الهيات در نهج البلاغه (فارسى)
اللَّيلِ وَ النَّهارِ بِهِما ، وَ لِيُعلَمَ عَدَدُ السِّنينَ وَ الحِسابُ بِمَقاديرِهِما . راههاى آسمان را بدون اينكه به چيزى بسته شده باشد منظّم كرد ، و شكافهاى گشادگىِ آن را به هم مرتبط ساخت ، و ميان آنها و جفتهايشان را به هم پيوند داد ، و دشوارىِ فرود آمدن و صعود از آن را براى آنان ( فرشتگان ) كه فرود مىآيند و كارهاى خلق را بالا مىبرند آسان فرمود ، و آن را پس از آنكه دود بود ندا كرد تا قطعات آنكه از يكديگر فاصله داشتند به هم پيوستند ، و بعد از بسته بودن درهاى بسته آنها را گشود ، و از ستارههاى درخشان بر راههاى آن نگهبان مقرّر كرد ، و با دست قدرت خود آنها را از سقوط و فرو افتادن در شكافهاى هوا نگه داشت ، و فرمان داد كه در جاى خود قرار داشته باشند [ و از مدار خود خارج نگردد ] در حالى كه تسليم فرمان او باشند ؛ و آفتاب را علامت بيناكننده براى روز ، و ماه را كه نورش محو شد علامت شب قرار داد ، و آنها را در محلّ نقل و حركتشان جريان و حركت بخشيد ، و سير آنها را بر مدارج و مدار مختصّ به خود مقرّر فرمود تا بين شب و روز تميز داده شود ، و عدد سالها و حساب به مقادير آنها و حركتشان دانسته گردد . و نيز در اين خطبه مىفرمايد : كَبَسَ الأَرضَ عَلى مَورِ أَمواجٍ مُستَفحِلَةٍ ، وَ لُجَجِ بِحارٍ زاخِرَةٍ ، تَلتَطِمُ أَواذِيُّ أَمواجِها ، وَ تَصطَفِقُ مُتَقاذِفاتُ أَثباجِها ، وَ تَرغو زَبَداً كَالفُحولِ عِندَ هَياجِها . فَخَضَعَ جِماحُ الماءِ المُتَلاطِمِ لِثِقلِ حَملِها ، وَ سَكَنَ هَيجُ ارتِمائِه إِذ وَطِئَتهُ بِكَلكَلِها ، وَ ذَلَّ مستَخذِياً إِذ تَمَعَّكَت عَلَيهِ بِكَواهِلِها ، فَأَصبَحَ بَعدَ اصطِخابِ أَمواجِه ساجِياً مَقهوراً ، وَ في حَكَمَةِ الذُّلِّ مُنقاداً أَسيراً . وَ سَكَنَتِ الأَرضُ مَدحُوَّةً فى لُجَّةِ تَيّارِه ، وَ رَدَّت مِن نَخوَةِ بَأوِه وَ اعتِلائِه ، وَ شُموخِ أَنفِه ،